فرا طبیعیها /The Supernaturalist
كازموس هیل نوجوان چهارده سالهای است كه به همراه تعداد زیادی کودک و نوجوان بیسرپرست دیگر در یتیمخانه كلاریسا فرین زندگی می کند. در این یتیم خانه کودکان به عنوان موشهای آزمایشگاهی برای امتحان محصولات جدید كمپانیهای بزرگ آرایشی و شیمیایی مورد استفاده قرار میگیرند. یتیمخانه قوانینی بسیار سخت و غیر انسانی دارد. هر روز تعدادی از كودكان بر اثر تاثیرات مخرب مواد شیمیایی و تعدد آزمایشات رنج می کشند و در بیشتر موارد جان خود را از دست میدهند. یتیم خانة فرین در شهر ستلایت (ماهواره) قرار دارد. شهری در آینده كه تمامی مناسبات آن به وسیله ماهواره و كامپیوترهای بسیار پیشرفته كنترل میشوند. در این یتیمخانه اكثر كودكان پیش از رسیدن به سن بلوغ جان خود را از دست میدهند. آمار و ارقام نشان میدهند كه كازموس به علت تعدد آزمایشاتی كه رویش انجام گرفته تنها یك سال دیگر زنده خواهد ماند. كازموس تنها راه رهایی و بقای خود را فرار از یتیمخانه میداند، اما فرار به چه و به كجا؟ به دنیای جنگجویان با تكنولوژیهای بالا یا (پاراسایتها) موجوداتی كه برای همه نامرئی هستند مگر برای تعداد انگشت شماری از افراد كه مرگ را عمیقاً و از نزدیك تجربه كرده اند. كازموس اما راه چارهای جز فرار ندارد. او به دشواری به همراه تنها دوستش زیپ لاك از یتیمخانه فرار می كند. در این مسیر و با تعقیب و گریزهای فراوان دوست خود را از دست میدهد، و خود نیز به سختی مجروح شده و تجربه نزدیك به مرگ را از سر میگذارند. كازموس در این حالت موجوداتی شفاف و آبی رنگ را میبیند که تا پیش از ان ندیده است، (پاراسایتها) موجوداتی كه به چشم همه ناپیدا هستند مگر كسانی كه مرگ را از نزدیك تجربه كرده باشند. در این بین کازموس هیل با گروهی آشنا میشود كه خود را (فراطبیعیها) مینامند، گروه انگشت شماری كه قادر به دیدن موجودات كوچك آبی رنگ هستند. فراطبیعیها در ابتدا بر این باوراند كه موجودات آبی رنگ زندگی افراد را میمكند بنابر این باید آنها را از میان بُرد. كازموس به عنوان یكی از اعضای گروه پذیرفته میشود و شبها با دوستان جدیدش برای شكار و از میان بردن موجودات آبی رنگ میرود. تا این که گروه طی اتفاقات تكان دهنده ای در مییابد كه این موجودات كوچك نه تنها زندگی و روح افراد دم مرگ را از آنها نمی دزدند بلكه باعث كاهش دردهای افراد دم مرگ میشوند. فراطبیعیها در راه دریافت این حقیقت مهم با ماموران ویژه دولتی و نیروهای موجود در شهر ستلایت درگیر شده و رئیس گروه خود را از دست میدهند، اما زندگی همچنان ادامه دارد... .
http://www.eoincolfer.com/
