مروری بر آثار دیوید آلموند
نسرین وكیلی
مترجم ادبیات كودك و نوجوان
چكیده
در این مقاله سعی شده با مروری بر آثار دیوید آلموند، نویسندهی مطرح در حوزهی ادبیات كودك و نوجوان شناختی در حد بضاعت نگارنده از نوشتارهایش داده شود. با این هدف، مقالهی حاضر در چهار بخش ارائه میشود: ۱ـ نگاهی گذرا بر مجموعهی آثار نویسنده ۲ـ عوامل تأثیرگذار بر آثار نویسنده ۳ـ خلاصهای از رمانهای او ۴ـ بررسی نهایی.
دیوید آلموند (متولد ۱۹۵۱ در انگلستان) پیش از نوشتن برای كودكان و نوجوانان برای بزرگسالان مینوشت، اما با اولین رمان خود برای نوجوانان بهنام اسكلیگ در عرصه ادبیات كودكان و نوجوانان به چهرهای جهانی تبدیل شد و این كتاب زندگی مادی و معنوی او را متحول كرد. پس از آن آثار متعدد دیگری خلق كرد و میتوان به چند نمایشنامه نیز اشاره كرد. تا به حال از سه رمان نخستین او اقتباسهای صحنهای شده و به نمایش درآمدهاند. در مورد آثار وی نقدهای معتبری نوشته شده و تحسین بزرگانی چون روبرت كارمییر (Robert Carmier)، كارِن كوشمن (Karen Cushman) و سید فلش من (Sid Fleischman) را در پی داشته است.
با مطالعهی آثار این نویسنده میتوان چنین دریافت كه نوشته های او از ادبیات كلاسیك و ادبیات معاصر، از اپراها و آوازهای قدیمی مانند آثار مونته وردی (Monte Verdi)، تربیت مذهبی دوران كودكی و دانش او از علوم مختلف تاریخ و جغرافیا و روانشناسی، ادبیات و هنر تأثیر گرفتهاند و جامع نگری او را به جهان هستی نمایان میسازند.
در مورد گونهی ادبی كتابهای او در حالی كه گروهی از منتقدان بعضی از آثار او را رئالیسم جادویی و بعضی دیگر را سوررئال میدانند، او خود را یك رئالیست میداند. او معتقد است مرز شفافی بین زندگی عادی و زندگی ماورایی وجود ندارد. میگوید: در خانواده به او آموختهاند معتقد باشد هم این دنیا وجود دارد و هم دنیای بعد كه خیلی هم زیباست، اما در حقیقت خود این دنیا یك معجزه است.
در آثار او رؤیا و خاطره نقش بسزایی دارند، او این دو عنصر را با واقعیت و تخیل، استادانه در هم میتند و دنیای شگفتانگیز دیگری خلق میكند. شخصیتهای رمزآلود و مكانهای وهمانگیز و امكان وقوع ناممكنها فضای داستانهای او را بهوجود می آورند. نثر غنی و شعرگونه و ساختارهای گاهی پیچیدهی داستانها و دیدگاههای فلسفی و نگرش او به هستی، طرح مسائل اساسی و همبستگی بشر، آثار او را متمایز كرده است.
بنمایه اصلی داستانهای دیوید آلموند را خاطرات دوران كودكی او شكل میدهند. بسیاری از فضاها و شخصیتهای داستانی او شخصیتهای زمان كودكی و نوجوانی او انطباق دارند و تكرار بخشی از آنها را در داستانهای كوتاه و رمانهای او نیز میبینیم. بیماری و مرگ پدر، مرگ خواهر كوچكش و نظر مادر در مورد فرشتهها، كلیسا، پرورش در یك خانواده مذهبی و شخصیتی بهنام پدر اوماهونی در بعضی از داستانها تكرار میشود. خرابهها، انبارها و كارخانههای متروكه و بیش از همه فضای درون معدن و غار و به نوعی مكانهای تاریك و پررمز و راز در اكثر رمانهای او وجود دارند.
آلموند در آثار خود نشان میدهد بخش عمدهای از هویت انسان را گذشته و خاطرات و یادگارهای مادی و معنوی تشكیل میدهد. او از خاطره به عنوان نیرویی شفابخش نیز یاد میكند.
آلموند از موجودات ماورایی، روح و فرشته، طلسم و جادو در ساختارهای داستانی خود استفاده میكند. او اعتقاد مردم به جادو و طلسم و احضار روح، اعتقاد به خدایان و اعتقاد به دعا به درگاه خدا وخدایان را در آثار او میبینیم. آلموند از اسطورهها نیز در نوشتههای خود استفاده میكند.
قدرت معجزهی عشق و ایمان و امید به زندگی را در همهی كتابهای آلموند میتوان دید. از تمهای دیگر داستانی او نقش خانواده و شرایط جامعه در شكلگیری شخصیتها است. بیشتر ناهنجاریهای رفتاری را در شخصیتهای نوجوانی میبینیم كه در خانوادههای نابسامان رشد مییابند. او از تأثیر ویرانگر جنگ جهانی دوم و وحشت از بروز جنگی دیگر بر شخصیتهای داستانی خود غافل نمیماند.
تم دیگر در داستانهای او هنر و ارتباط هنرها با یكدیگر است و تأثیر شگرفی كه هنر در تلطیف روح افراد و بهبود آلام درونی، بر جا میگذارد.
دیدگاههای فلسفی و هستیشناسانهی او را در همه آثارش میتوان دید. مرگ و زندگی، نور و تاریكی، غم و شادی، رنج و لذت. او شخصیتهای خود را به وادی مرگ، تاریكی، غم و رنج میبرد. اما در نهایت زندگی و نور و امید است كه پیروز میشود و اگر هم راه برگشتی نماند، معنایی در آن مرگ یا رنج مییابد.
آلموند از تنهایی و از سرگردانی انسان هم میگوید و راه گریز از آنرا به زیبایی نشان میدهد. این نویسندهی موفق سالها در مدارس سابقه تدریس داشته و در حال حاضر دانشآموزانی كه به دلایل گوناگون مشكل یادگیری دارند، آموزش میدهد. پس اگر تا این حد نوجوانان را میشناسد و امیال و آرزوهای آنها را در رؤیا و بیداری و تخیل آنها به تصویر میكشد، عجیب به نظر نمیرسد.
به زعم نگارنده این نویسنده به دیدگاههای روانشناسی فروید و یونگ نیز نظر دارد. از طرف دیگر به دلیل همین آشنایی با محیطهای آموزشی نگاه نقادانهای او را نسبت به مدارس ملاحظه میكنیم.
او در یكی از داستانهای خود از تكامل و دگرگونی، تغییر شكل دادنهای بینهایتی كه ما را به شكل امروزی درآورده است، میگوید و در داستانی دیگر از آفرینش انسان از خاك و دمیدن روح در او و بازگشتش به خاك سخن به میان میآورد.
داستانهایی كه یك واقعیت تاریخی را بیان میكنند نه فقط حاوی اطلاعاتی هستند و خواننده را در حال و هوای آن موقعیت خاص قرار میدهند بلكه بر بصیرت او میافزایند.
همهی آثار او پررمز و رازند. او به شیوهای استادانه واقعیت، تخیل، رویا و خاطره را از زمانهای دورِ دور و حال در هم میآمیزد و واقعیت داستانی دیگری خلق میكند. آلموند دیدگاههای مختلف و حتی متضاد را در مورد هستی، جهان، آفرینش، امكانات و آنچه مربوط به این دنیا و آن دنیا است در بافتی منسجم میتند و ذهن مخاطب را به چالش برمیانگیزد و در نهایت تصمیمگیری را به عهدهی خود او میگذارد.
آثار این نویسند زبانی ساده و نثری شاعرانه دارد. بیشتر داستانها طرح باز دارند و پایانبندی آنها بیشتر به عهدهی ذهن و تخیل مخاطب گذاشته میشود.
گاهی داستان در داستان روایت میكند و گاه سه خط داستانی را با هم پیش میبرد. مكان رویدادها بهطور عمده انگلستان است كه البته در هر مكان دیگری امكان وقوع دارند. زمان شامل گذشته و حال است كه در اغلب داستانهای او در خواب و خیال و بیداری در رفت و برگشتند. نگارنده همسویگی ویژهای در آثار این نویسنده با ادبیات مشرقزمین و بهخصوص ایران میبیند. در همهی رمانهای او رمز و راز و ابهام و ایهامی وجود دارد كه در اشعار حافظ و مولوی و خیام و بزرگان دیگر ادبیات ما وجود دارد.
واژگان كلیدی: دیوید آلموند ـ ادبیات كودك و نوجوان ـ نویسندگان انگلیسی.
۱. نگاهی گذرا بر مجموعهی آثار دیوید آلموند
دیوید آلموند در سال ۱۹۵۱ در نیوكاسل به دنیا آمد و در فلینگ (Felling)، منطقهی شمالی انگلیس بزرگ شد. چهار خواهر و یك برادر و خویشاوندان زیادی در همان خیابانهای اطراف فلینگ دارد. پدر او زمان جنگ جهانی دوم در برمه بود. در حال حاضر با همسر و دختر خود در نیوكاسل، حدود ۲۸۰ مایلی شمال لندن زندگی میكند.
این نویسنده پیش از آنكه برای نوجوانان بنویسد، مدت پانزده سال برای بزرگسالان مینوشته و نیز با مطبوعات همكاری میكرده است، اما در سال ۱۹۹۸ با نوشتن اولین رمان خود برای نوجوانان به نام اسكلیگ (Skellig) گامی موفقیتآمیز در حوزه ادبیات كودكان و نوجوانان برداشت. به گفتهی خود او، این رمان زندگی او را متحول كرد. او میگوید: موفقیت بزرگ كتاب اسكلیگ، پاداش پانزده سال نوشتن بیوقفه او بوده است و از آن به عنوان یك هدیه یاد میكند.
انتشار دومین رمان او «بوتهزارِ كیت» (Kit’s wilderness) در سال ۱۹۹۹ نیز با موفقیت چشمگیری همراه بود و «مانند كتاب اسكلیگ، مدال كارنگی (Carnogi medal) و جایزهی كتاب سال((white bread را دریافت كرد و همچنین در فهرست نامزدهای جایزهی گاردین (Guardian children’s fiction award) قرار گرفت. هردو كتاب نامبرده جوایز متعددی از كشورهای دیگر نیز دریافت كردهاند. سومین رمان او «چشم بهشتی» (Heaven Eyes) در سال ۲۰۰۰ به چاپ رسید و بعد از آن «قلب پنهان» (Secret Heart) در سال ۲۰۰۱، (Fire Eaters) در سال ۲۰۰۳، «كِیت، گربه و ماه» (Kate , the cat and moon) كه كتابی مصور است در سال ۲۰۰۴، «گِل» (Clay) ۲۰۰۵، Slog’s Dad ۲۰۰۵، (My Dad’s a Birdman) را در سال ۲۰۰۷ نوشت. دو اثر آخر نویسنده نمایشنامه هستند. نویسنده در سال ۲۰۰۷ كتاب (Click) را با همكاری چند نویسنده دیگر نوشت. دیوید آلموند در سال ۲۰۰۸ به عنوان یكی از چهار نامزد جایزه جهانی هانس كریستین اندرسن انتخاب شد.
او بر اساس كتاب اسكلیگ و بوتهزار كیت و چشمبهشتی نمایشنامههایی تنظیم كرده كه روی صحنه رفتهاند. در این مورد دیوید آلموند میگوید: «... در فستیوال كتاب اِدینبورگ نمایش اسكلیگ و بوتهزار كیت را دیدم و خیلی هیجانزده شدم...، بازیهای خوب، موسیقی محشر در بعضی لحظات واقعاً تكاندهنده و هولناك بودند.»
در مورد آثار او نقدهای معتبری در پابلیشرز ویكلی، كركس رِیویوز، اسكول لایبرری جورنال نوشته شده و تحسین بزرگانی چون روبرت كارمییر(Robert Carmier)،كارن كوشمن(Karen Cushman)، و سیدفلشمن (sid fleisch man) را در پی داشته است.
دیوید آلموند یكی از فعالترین و پركارترین نویسندگان معاصر است كه به طور مستمر به شهرها و كشورهای مختلف سفر رده و برای معرفی كتابهای خود و نیز پاسخگویی به سؤالهای مخاطبان در جلساتی كه بیشتر در مدارس و كتابخانهها به همین منظور تشكیل میشود، حضور مییابد.
۲. عوامل تأثیرگذاری بر آثار دیوید آلموند
با مطالعهی آثار و نیز بر اساس گفتههای نویسنده میتوان گفت نوشتههای او پشتوانهی عظیمی از ادبیات پیشین و نیز ادبیات معاصر را با خود دارد.
او میگوید: از همهجا تأثیر گرفته است، دوران كودكی افسانهها و اسطورههای بازنویسی شده را میخواند، در بین نویسندگان معاصر تحت تأثیر بسیاری از نویسندگان بوده است مانند ماركز ] آلموند به ماركز كودكان معروف شده است[. ریموند كارور، كورمك مككارتی(Cormac MC Carty) ای.آنی. پرولكس (E. Annie prolix) و بِكت (۱۹۸۹ ـ ۱۹۰۶) ایرلندی ـ كه از پیشگامان تآتر معنا باختگی و برنده جایزه نوبل ادبیات ۱۹۶۹ است و بیشتر نوشتههایش به زبان فرانسه نوشته است. البته به آثار نویسندگانی كه خود تحت تأثیر سنتهای قدیمی قصهپردازی و ادبیات شفاهی و مكتوب بودهاند، نظر دارد. از اپراها و آوازهای خیلی قدیمی مانند آثار مونته وِردی (Monte Verdi) و جان دولَند (John Dowland) تأثیر گرفته است. آلموند میگوید: « قبل از اینكه برای كودكان بنویسد مقدار زیادی دربارهی مسیحیت (سِنت بِد st . Bede و قدیسین دیگر) مطالعه كرده است». او میگوید: «... و حالا متوجه میشوم كه از ویكتور هوگو نیز تأثیر گرفتهام» و در جای دیگری متذكر میشود افكار و آرا ویلیام بلیك (۱۸۲۷ ـ ۱۷۵۷ شاعر و نقاش انگلیسی) در شكلگیری آثار او مؤثر بوده است.
به نظر نگارنده تأثیر نوع نگارش و جهانبینی بلیك را در همه آثار دیوید آلموند و به طور چشمگیر در كتاب «اسكلیگ» میتوان دید، برای روشن شدن موضوع به بخشی از گفتهی نور تراپ فرای در مورد بلیك اشاره میشود:
«... در مورد مفاهیم، مضامین و درونمایههای به كار رفته، نمیتوان و نباید تمایزی میان آثار كوتاه و بلند بلیك قایل شد. این آثار به طور یكپارچه بازتاب روایی جهان اساطیری است كه بلیك از آغاز تا پایان زندگی هنری خود پیوسته آفریده و گسترش داده است. نمادشناسی این جهان اساطیری [...] بر پایهی كتاب مقدس (تورات و انجیل) و متون اساطیری یونان باستان، و دانش او از سنتهای علمی، سیاسی، فلسفی، كیهانشناسی، الهیات و عرفان یهودی ـ مسیحی ساخته و پرداخته شده است. واكنش بلیك به این آموختهها انتقادی است، انتقادی كه گزینش و آرایش عناصر شكلدهندهی آن از سرشت آرمانگرایانهی او نسبت به جایگاه انسان در جامعه و زیست ـ جهان مایه میگیرد».
