دریافتیم که او در خانواده از چشمه جوشان محبت سیراب شده بود و به همین سبب شعرش بوی دوستی و عشق مىداد. او مىگفت:
"شايد انگيزه اصلى من كه از آغاز جوانى با كار در پرورشگاه، پربارترين دورههاى هستيام را در اختيار بچهها گذاشتم، از همين افسانهها و قصهها رنگ و مايه گرفته باشد. هنگامى كه براى نخستين بار به پرورشگاه رفتم، فكر كردم بچههايى كه در آنجا زندگى ميكنند، از محبت خانواده بيبهرهاند و من كه خودم از بيشترين مهربانى خانوادهام سرشار بودم، بايد آنها را تا جايى كه ميتوانم شاد كنم. در آن زمان براى بچهها لالايى و قصه ميساختم، در آغوششان ميگرفتم و ميكوشيدم سخن گفتن را به آنها بياموزم، چون همزبانى نداشتند كه با او حرف بزنند و اصلا" بسيارى از واژهها و اصطلاحها را بلد نبودند."
در آغاز دهه 40 در شعر کودک ایران درختى بارآور شد كه ميوه آن دستاورد اندوختهها، فراز و نشيبها و تنگناهاى شعر در چند دهه گذشته بود. رستاخيزى در شعر كودك ايران پديدآمد و ديوارهاى بلند اندرز و ارشاد كه در درازناى چند دهه گذشته بر پيكر شعر كودك سنگينى ميكرد، فرو ريخت. شعر كودك از بند سنتهاى دست و پاگير رها شد و به روند شعر به عنوان هنر ناب پيوست.
باد سرد آرام بر صحرا گذشت،
سبزهزاران، رفتهرفته، زرد گشت.
تك درخت نارون شد رنگ رنگ،
زرد شد آن چتر شاداب و قشنگ.
برگ برگ گل به رقص باد ريخت،
رشتههاى بيد بن از هم گسيخت،
چشمه كمكم خشك شد بيآب شد،
باغ و بستان ناگهان در خواب شد.
كرد دهقان دانهها در زير خاك،
كرد كوته شاخهء پيچان تاك.
فصل پاييز و زمستان ميرود،
بار ديگر چون بهاران ميشود،
از زمين خشك ميرويد گياه،
چشمه جوشد، آب ميافتد به راه،
گل بخندد بر سر گلبوتهها،
پر كند بوى خوش گل باغ را،
باز ميآيد پرستو نغمه خوان،
باز ميسازد در اينجا آشيان.
او پیام آور صلح است و با جادوی کلامش پیوند دوستی میان کودکان را محکم تر مىسازد:
پروین همواره كودكان را به مهرورزى فرا ميخواند:
من دو تا دست دارم و تو دو تا، / با دو دستت بگير دست مرا. / دستهامان كه سرد بود دگر / گرم شد با دو دست يكديگر. / دست تو مهربان و پرهنر است،
دست من دوستدار دستانت. / دستها، دستها به گرمى و مهر / خبر آرند از دل و جانت
آن دستهایی که روزگاری بر سر قارج زده کودکان یتیم نوانخانه امین آباد مرهم مىگذاشت، جادوی مهر ورزیدن را از آن کودکان بی پناه آموخت و در کلام خود جاری کرد و پیشکش همه کودکان این سرزمین کرد. هنر ناب او تنها در زیبا سرودن شعر برای کودکان نبود، او آینده ای برای آنها ترسیم مىکرد که جامعه را برای تحقق آن برمی انگیخت. توانمندی او در درآمیختن زبان کودکی با مفهوم دنیای کودکی است. او مفاهیمی را در پشت شعر خود پنهان مىکند که این مفاهیم راهگشای جهان کودکی است.
بی سبب نیست که مىگویم پروین فصلی نو در شعر کودک را آغاز کرد و این فصل همچنان به پایان نرسیده است، هر چند عمر او به پایان رسید. شاعران پس از او، آنها که در سه دهه گذشته برای کودکان شعر سروده اند، تنها هنگامی مىتوانند مدعی پیمودن پلکانی بالاتر از او باشند که در هنر خود راهی تازه در زیبا تر کردن دنیای کودکی یافته باشند و در بهتر کردن جایگاه کودکی در جامعه گامی دیگر برداشته باشند. و صد افسوس که تا رسیدن به پله پروین هنوز باید کوشش بسیار کنند. پس دوباره چهره خود را با آب زلال دوستی شستشو دهیم و باردیگر شعرهای او را با صدای بلند بخوانیم و با گوش دل بشنویم که:
گل خورشيد شكفت
style="text-align: right">
گل زرين اميد
زهره قایینی ۳۰ فروردین ۱۳۸۷