زیبایی شناسی و كیفیت یادگیری

دكتر محرم آقازاده

تخیل بهتر از دانش است.
اینشتین
یادگیری زیبایی شناسانه، به معنای پیوند زدن اندیشه و احساس است. از طریق هنر، افكار و احساسات ابراز می شوند. تصویر و یادمانی كه مردمان هر شهر و دیاری می سازند، برای آن است كه احساساتشان را نسبت به زندگی نشان دهند. هنر حائز اهمیت است، چون راه ژرف اندیشی و فهم عمیق را هموار می سازد. همه كودكان نمی توانند هنرمندان بزرگی شوند، ولی می توانند حس زیبایی شناسی را در خود پرورش دهند و ارزش هنر را بدانند.
معلمان به شیوه های گوناگون می توانند در یادگیرندگان، حس زیبایی شناسی را بپرورانند. برای مثال، فعالیت های علمی، زمینه خوبی برای بیان هنری و زیبا هستند. برای آن كه، در فعالیت های علمی، دانش آموزان با موادی مثل سنگ، چوب، برگ درختان و گل ها و... كار می كنند. دانش آموزان می توانند گل ها را ببویند، بر سطح سنگ ها دست بكشند و آنها را لمس كنند و با تمام حواس خود به كشف ظرافت اشیا بكوشند.
كلبرت و تانتون(۱۹۹۲) به چند خصیصه دانش آموزان، از جنبه گرایش به هنر و زیبایی شناسی اشاره كرده اند:
۱- كودكان برای خلاقیت هنری، نیاز به فرصت دارند.
۲- كودكان برای بحث و صحبت درباره هنر نیاز به زمان دارند.
۳- كودكان نیاز دارند از نقش هنر در زندگی خود آگاه شوند.
شلایر (۱۹۹۵) هم بر آنچه كلبرت و تانتون اشاره كرده اند، تأكید ورزیده است. به نظر شلایر هم كودكان از بحث درباره هنر و تولید هنری لذت می برند. پیشنهاد های ارائه شده در زیر، می تواند برای ایجاد زمینه به منظور بحث درباره زیبایی شناسی مؤثر باشد:
۱- عرضه یا معرفی كتاب های هنرمندان به دانش آموزان.
۲- خواندن داستان های مربوط به زندگی هنری هنرمندان بزرگ.
۳- دیدن كارهای هنری.
۴- نصب آثار هنری در تابلو های مدرسه و در صورت امكان در كلاس درس.
۵- آوردن هنری قابل لمس، نظیر انواع مجسمه، كریستال، چوب های خراطی شده و...
۶- دیدار از نمایشگاه ها و موزه های هنری.
راه كارهای پیشنهادی و راه كارهایی كه هر معلم بنا به تناسب سن دانش آموزان به كار می بندد، می  تواند در كودكان آگاهی هنری یا زیبایی شناسانه پدید آورد.
آثار هنری تأثیر چشمگیری بر كودكان دارند. دانش آموزان در بسیاری از موارد پس از شنیدن یك داستان برانگیزنده، اغلب می كوشند خود را به جای شخصیت های داستان قرار داده و به ایفای نقش آنها بپردازند. گاه، دانش آموزان برانگیخته می شوند یك داستان را به صورت نقاشی بیان كنند و زمانی، آنان ترغیب می شوند بر اساس فضای حاكم بر داستان اقدام به تولید ریتم كنند.
ایجاد و پرورش حساسیت زیبایی شناختی در كودكان آثار و مزایای بسیار مطلوبی برای آنان دارد. به چند مزیت پرورش حس زیبایی شناسی در زیر اشاره می شود:
۱- نسبت به مسائل حساس تر می شوند، چون بینش خوبی به جهان كسب كرده اند.
۲- به خودآموزی و خود محوری در یادگیری روی می آورند، زیرا به كمبود دانش خود نسبت به موقعیت ها آگاه ترند. به دیگر سخن، حساسیت هنری به پرورش مهارت فراشناختی می انجامد.
۳- زندگی جاذبه زیادی برای دانش آموزان پیدا می كند، چون آنان ظرفیت زیادی برای كشف ناشناخته ها می یابند.
۴- بر آستانه تحمل دانش آموزان افزوده می شود، زیرا آنان درمی یابند كه انجام كارها به طرق گوناگونی امكان پذیر است.
۵- دانش آموزان مستقل پرورش می یابند، زیرا نسبت به موقعیت ها آزاد اندیشانه می نگرند و آنها را به پرسش می كشند.
۶- با پیچیدگی ها به صورت اثر گذار رفتار می كنند، چون در صدد یافتن یك پاسخ كاملاً صحیح برای سؤالات خود نیستند.
به هر روی، تجربه زیبایی شناختی كودكان به طرق گوناگون شكل می گیرد. زیبایی طبیعت، ریتم و تصویر ذهنی كه موسیقی دارد، شعر سرایی و موارد زیادی از این دست به پدید آیی درك هنری در كودكان كمك می كند. شناخت كیفیت هنری خاص افراد مستعد برای درك هنری نیست؛ چنین شناختی به صورت طبیعی برای هر فردی قابل تجربه است. دخالت بزرگسالان، معلم، والدین، مربیان و... برای پرورش درك هنری و زیبایی شناختی در كودكان و نوجوانان مستلزم یك برنامه حساب شده است. كودكان در هر زمانی آمادگی توجه به آثار هنری یا پدیدآوری یك اثر هنری را ندارند. از این رو، برنامه پرورش ادراك هنری باید به گونه ای تنظیم شود كه در چارچوب برنامه تدوین شده، كودكان با لذت و كشش ویژه ای با دو چشم خود و با چشم عقل شان از دیدن آثار هنری بهره بگیرند و برای آفریدن اثر هنری برانگیخته شوند.
اصل مهم دیگر در برنامه ریزی پرورش درك هنری در كودكان، ایجاد تغییر نگرش و برداشت نسبت به درك و آفرینش هنری و زیبایی شناختی آنان است. طبیعی است كه كودكان پیكاسو، ون گوك، رون، موتزارت و... نیستند. تشخیص صدای فلوت در میان صدای سازهای اركستر، درك تباین و هماهنگی رنگ در یك تابلوی نقاشی، اثرپذیری از خطوط در یك طرح خطی و... شاخص هایی از درك هنری و زیبایی شناختی كودكان به شمار می آیند.
ایجاد زمینه برای آفرینش اثر هنری هم به بسط اندیشه كودك یاری می رساند و هم بر درك زیبایی شناختی او اثر می گذارد. برای داوری درباره كارهای هنری كودكان نباید از منطق بزرگسالی بهره گرفت. وجود چند خورشید یا ماه در نقاشی یك كودك نشان از بدفهمی او از طبیعت نیست، بكله نشانه خلق چند و چندین خورشید در فضای ذهنی و روانی اوست. اگر این قاعده را بپذیریم كه هر كس از پساپشت تجربه و تخیلات خود به جهان می نگرد و آن را تفسیر می كند نیازی به القای منطق منحصر به فرد خود به دیگری نخواهیم داشت. با كودكان و درباره آثار و درك زیبایی شناختی كودكان بر مبنای منطق خودشان سخن بگویید و به داوری بنشینید.

  1. Colbert,c.,&Taunton,M (1992).Developmentally appropriate practices for the visual arts education of young children. NEA Briefing paper. Reston,VA:National Art Education Association.
  2. Mayesky,M.(1998). Creative active activities for young children,Boston: Delmar Publishers.
  3. Schiller,M. (1995) An emergent art curriculum that fosters understanding. Young children, 50(3) 33-35.