در ميانه سال ۷۵، هنگامی كه طرح اوليه تاريخ ادبيات كودكان را به روی كاغذ آورديم، از گستردگی و پراكندگی كار آگاه نبوديم. باورمان بر اين بود كه در يك يا دو دفتر با برگهايی نه چندان گسترده، اين پژوهش را به فرجام میرسانيم. از همان نخستين ماههای آغاز كار، اين باور در ما شكست. پديده شگفتانگيزی در برابرمان نمايان شد و ما را به اين نتيجه رساند كه ايران زمين، دارای يکی از گستردهترين و ژرفترين اندوختههای ادبی برای كودكان است.
در هنگام تهيه طرح پژوهشی بايد به پرسشهای زيادی پاسخ میگفتيم، از جمله اينكه چه متنهايی را ميتوان ادبيات كودكان دانست، گستره اين گونه ادبيات تا كجاست، پيوند ادبيات شفاهی كودكان با متون رسمي بر چه پايههايی بوده است و چگونه میتوان اين پديده را با دورههای تاريخی هماهنگ كرد؟ روش گزينش آثار بر پيوند بين موضوع عام و خاص استوار است. ادبيات كودكان موضوعی خاص است كه در دل موضوع عام ادبيات ايران قرار دارد، فراتر از آن، نيز ادبيات ايران، خود گوشهای از موضوع عامتر فرهنگ و هنر ايران است. رشته پيوند بين موضوع عام و خاص، به ويژه در مقوله ادبيات كودكان گاه چنان در هم تنيده است كه جدايی آن بر اساس مخاطب كودك و بزرگسال ناممكن است.
روش تحليل به گونهای پیريزی شده است که در همان حال که عام و خاص در نظر گرفته میشود، کل و جزء را نيز در بر گيرد. اين روش منطقی به ما کمک کرد تا پيوسته هر متنی را جزيی از يک پديده کلی ببينيم و در جهت پيدا کردن ريشه و پيوند آن باشيم. در پيشبرد تحليل نيز پيوسته از جزء به کل رفتيم و از کل به جزء نگاه کرديم تا جايگاه آن را در اين حرکت دوجانبه بيابيم. چنين روشی به ما آموخت که در کار خود، تاريخ ايران را يک خط عمودی محض فرض نکنيم که از نقطهای آغاز شده است و به اکنون میرسد، بلکه آن را خطی عمودی با گسستهای پياپی درنظر گرفتيم که خطوط افقی بر روی آن قرار میگيرد يا خطوط مدور به دور آن پيچيده میشود. چنين فرضی، روش تکوينی - منطقی را به ما آموخت، تا تاريخ را برآيند کنش گذشتگان ندانيم که در اکنون بیاثر است. آموختيم که اکنونِ ايران، برآيندی از آن کنشها و رفتارهاست و گذشته تاريخی نزديکتر، برآيندی از گذشته تاريخی دورتر است. نگرش بر اساس پيوند حلقهای سبب شد که برای نمونه اندرزنامههای دوره اسلامی را از جنبه محتوايی همانهايی بدانيم که در دوره پيش از اسلام در ايران وجود داشت. در نگرش گسسته به تاريخ که نگرشی کلگراست، ممکن بود دوره پيش از اسلام و پس از اسلام دو دنيای متفاوت فرض شود، آن گونه که بسياری از پژوهشگران ما در اين دام افتادهاند و همچنان نيز میافتند. آنان يک دوره را زرين و دوره ديگر را تاريک مینامند. اين نگاه عاطفی به تاريخ و ديدن دورهها در حلقههای گسسته، جزيی از فرهنگ تاريخنگاری ايران شده است. از نگاه ما نه آن دوره، چنان زرين بود و نه دوره پس از آن، چنين تاريک، بلکه هر دوره همزمان نقطههای روشن و تاريک دارد. ما به عنوان تاريخنگار وظيفه داشتيم که اگر تاريکی محروميت آموزش همگانی کودکان را در دوره ساسانی میبينيم، روشنی آموزش کمابيش آزاد در دوره اسلامی را نيز در نظر آوريم. اين نکته، از ريزهکاریهای تاريخنگاری در ايران است که باستانگرايی ملی ايرانيان، ما را به دام تحريف تاريخ نيندازد، اگر اين روش را برای خود تعريف نمیکرديم، حرکت در مسير درست تاريخی ناممکن میشد.
همچنين روش تکوينی - منطقی به ما آموخت که هر متنی در ادبيات کودکان جايگاه مشخص تاريخی دارد و استمرار وجود آن در گستره تاريخ سبب گسترش جايگاه آن میشده است. برای نمونه موش و گربه عبيد زاکانی يک خط تاريخی گسترده و پيوسته دارد که ريشههای آن به فرهنگ هندی و هندی - ايرانی میرسد که تا دوره معاصر نيز ادامه داشته است. يا خط وجودی درخت آسوريگ خطی است بسيار گسسته، در هم پيچيده و در ضمن بسيار بامعنا که نشانگر پايداری ايرانيان برای نگهداری فرهنگ خود در برابر چيرگی اعراب است. اين خط روشن میکند که چگونه اين متن از جنبه زبان و سخن در نقطهای از تاريخ میايستد و سپس در مسير فرهنگ شفاهی با دگرديسیهای چشمگير حرکت میکند و به ايران امروز میرسد.
در روش تکوينی - منطقی، به ادبيات کودکان به عنوان پديدهای انتزاعی و مجرد نگاه نشده است. طرح تاريخ ادبيات کودکان ايران به گونهای ترسيم شده که نخست تاريخ عمومی ايران و جايگاه فرهنگی آن تحليل میشود، گام بعدی تحليل وضعيت کودک ايرانی در آن دوره تاريخی است. سپس ديدگاههای پرورشی و آموزشی کودک ارزيابی میشود. برای نمونه با آگاهی از فلسفه آموزش و پرورش دوران، آسانتر میتوان پذيرفت که ادبيات اندرزی جزيی از فرهنگ شاهزاده پروری در ايران بوده است.
►بعدی قبلی◄
|