نياز هر جامعه رو به رشد، رويكرد تاريخی به گذشته است تا با شناخت ميراث و دستاوردهای نياكانش راه را برای دگرگونی و پيشرفت اجتماعی هموار سازد. رويكرد تاريخی چيست؟ بنيان اين جستار پاسخ به رويكرد تاريخی در ادبيات كودكان ايران و شيوه تاريخنگاری آن است.
تاريخ، دانش گذشتگان يا حقايقی در باره گذشته است. تاريخ میتواند هر دو اين مقولهها را در بر بگيرند، به شرط اينكه رويكرد ما به آن، تعريف شده باشد. تاريخ هم دانش گذشتگان است و هم دانشی در باره گذشته. دانش گذشتگان است به اين دليل كه زندگی نياكان ما همچون امروز بر اساس باورها و دانش رايج زمان بوده است و هنگامی كه به اين دانش دست يافتيم، به دانشی در باره گذشته تبديل میشود. شيوه كشف اين دانش بايد به گونهای باشد كه رويكرد تاريخی را نشان دهد. رويكرد تاريخی روشمندی در مقوله تاريخنگاری است.
به سخن ديگر هميشه میتوان به گذشته برگشت، چه از روزن خاطرات پدربزرگها و مادربزرگها و چه از روزن نوشتهها. مجموع اين آگاهیها تاريخ را میسازد، اما تاريخنگاری نيست. تاريخ پديدهای عينی است كه مستقل از ما وجود دارد، اما تاريخنگاری وابسته به ماست. تاريخنگاری روش تاريخنگار است در دريافت از تاريخ. همين روش است كه رويكرد تاريخی را میسازد.
هنگامی كه ما به عنوان تاريخنگار، كار تاريخ ادبيات كودكان ايران را آغازكرديم، بيش از هر چيزی به دنبال رويكرد تاريخی به آن بوديم. رويكرد تاريخی به دست نمیآمد مگر اين كه آن را با روش فلسفی میديديم. از زاويه روش فلسفی، تاريخ انبوهی از حقايق تاريخی مربوط به گذشته است كه تنها با تفكری ويژه قابل شناسايی است. در اساس، تفكر ما بوده است كه رويكرد تاريخی را ساخته است.
پرسش نخست ما از زاويه تاريخنگار اين بوده است: ضرورت آگاهی تاريخی درباره ادبيات كودكان ايران از كجا سرچشمه می گيرد؟ اين ضرورت بر خلاف خود پديده تاريخ، آيندهنگر است تا گذشتهنگر. آگاهی تاريخی و يا كشف حقايقی درباره ادبيات كودكان ايران به خودی خود دارای ارزش نيست. اين آگاهی اگر به كار آيندگان بيايد، نشان از رويكرد درست تاريخنگاران در تدوين اين مقوله دارد. آگاهی تاريخی زمانی داراي ارزش است كه به رشتههای ديگر علم و دانش نفوذ كند. برای نمونه، اگر مجموعه كتابهای تاريخ كه در حال تدوين آن هستيم بتواند حتی از جنبه عاطفی روی گروههای برنامهريز اجتماعی و اقتصادی و فرهنگي جامعه تأثير بگذارد، ما را خشنود میكند. وجود آگاهی تاريخی، برنامهريزان را قانع می كند كه با مقوله بسيار گرانقدری سروكار دارند و نبايد هزينه پرداختن به آن را در جزء آخرين رديفهای بودجهای سازمان خود بگنجانند. اگرچه در اين مقوله به هيچ رو نگاه عاطفی برای ما حرف آخر نيست و به كلامی ديگر آغازی برای نگاه عقلانی است.
عامل ديگر که پايه عقلانی دارد، مربوط به ساماندهی مقوله ای رو به گسترش در جامعه جوان ماست. تنها از راه يک رويکرد تاريخی درست به ادبيات کودکان می توان راه های ساماندهی آن را فراهم کرد. با چنين استدلالی رشد ادبيات کودکان ايران در شرايطی که يکی از بحرانیترين دوران ها را از سر می گذارد، در گرو شناخت پيشينه تاريخی آن است. در جامعه ای که بيش از نيمی از جمعيت آن را کودکان، نوجوانان و جوانان زير ۱۸ سال تشکيل می دهند، ادبيات کودکان و نوجوانان و رشد کيفی آن از اهميت ويژه ای برخوردار است. تعيين جايگاه ادبيات كودكان در بستر تاريخی، برای رشد کيفی ادبيات كودكان، بخشی ديگر از ضرورت آگاهی تاريخی است. ما اگر میخواهيم جوانانی كارآمد و انديشهمند پرورش دهيم بايد از ابزارهای فرهنگی بيشترين بهره را ببريم. خشکی و ايستايی سامانه آموزش و پرورش در ايران چنان است كه هر سال گروههای ميليونی از اين كودكان و نوجوانان دلزده از آموختن، به بيراهه میروند و چشمههای خلاقيتشان يك به يك كور میشود. برآيند چنين جامعهای همان چيزی است كه امروزه شاهد آن هستيم. نرخ مطالعه در ايران بسيار پايينتر از كشورهايی مثل پاكستان است. يکی از مؤثرترين ابزارها برای پويايی فرهنگی، مطالعه ادبيات است. كودکی كه ادبيات میخواند، بسيار پوياتر از كودکی است كه با ادبيات آشنايی ندارد.
اما ادبيات كودكان پديدهای ساختگی و سفارشی نيست كه دولتمردان يا متوليان امور فرهنگی سفارش دهند و در بستههای آماده آن را تحويل بگيرند. توليد ادبيات كودكان فرايندی بسيار پيچيده است كه از آميختن نيروی نويسنده، تصويرگر، كتابدار، آموزگار، كودك مخاطب، منتقد و نهادهای فرهنگی وابسته به كودكان در ساليان دراز به دست میآيد. درك اين موضوع پيچيده ما را به عنوان تاريخنگار به اين نتيجه رساند كه هر نوع گسترش اصولی و قانونمند ادبيات كودكان وابستگی تام با تاريخ آن دارد. ادبيات كودكان برای شناسايی خود نيازمند است كه از روش ابزارگرايی صرف كه اين مقوله در آن تنها ابزاری برای بازسازی فكری و عقيدتی است فاصله بگيرد و به گوهر ادبی تكيه كند. اين موضوع محقق نمیشود، مگر اين كه پديده ادبی منفرد يا نويسنده منزوی و گوشهنشين با كليت خود رابطه برقرار كند. كليت ادبيات كودكان تاريخ آن است. اگر نويسنده، تاريخ ادبيات خود را بشناسد و از اين آگاهی تاريخی بهره ببرد، به جای تكيه بر عوامل غيرفرهنگی به پايههای تاريخ تكيه میكند.
►بعدی
|