کهنگی حقايق تاريخی يکی ديگر از عواملی بود كه ما در رويكرد خود به تاريخ از آن بهره برديم. تعيين مبنای تاريخی، امری اختياری نيست. در ارائه يك تاريخ فراگير، يکی از عوامل مهم، نقطه آغاز است. اگر ما از دوران باستان آغاز كردهايم بايد حقايقی در اين باره ارائه میكرديم. اين حقايق تاريخی خود به شواهدی نياز داشت. با پيدا شدن يافتههای پراكنده، مطمئن شديم كه تاريخ ادبيات كودكان بيش از چندين هزار سال کهنگی دارد. اما در ادبيات شفاهی به سبب حذف عنصر زمان كه در آن كهنترين نقطه با نزديكترين نقطه زمانی در پيوند قرار میگيرد، شواهد تاريخی به پديدهای منحصر به فرد تبديل میشوند. گستردهای كه اندوخته ادبیاش برای كودكان افسانهها، متلها يا لالايیهايی بود كه مادرها و مادربزرگها برای فرزندان خود بازگو میكردند.
نكته مهم ديگری كه در رويكرد تاريخی از آن بهره بردهايم، دوره بندی تاريخی بر مبنای تحولات اجتماعی و فلسفی در دورانهای گوناگون تاريخی بوده است. از نظر ما هر تحولی در امر آموزش و پرورش در ايران ريشههای اجتماعی و فلسفی دارد. نگرش فلسفه مزديسنايی به كودك با نگرش اسلامی تفاوت دارد. اين نگرش در ادبيات كودك نيز بازتاب يافته است. نمونه ديگری از تحول اجتماعی ورود دستگاه چاپ به ايران است كه چرخشی دورانساز در گستره تاريخ ادبيات كودكان ايران به شمار میرود.
اين عامل سبب شد كه رابطه ادبيات شفاهی كودكان با ادبيات نوشتاری دگرگون شود و اوضاع به سود ادبيات نوشتاری بچرخد. با ورود دستگاه چاپ به ايران، برای نخستين بار كتاب كودك با توليد انبوه به چاپ رسيد. با بررسی ادبيات كودكان اين دوره بر بستر اجتماعی و فرهنگ و همچنين در ارتباط با ديدگاه دوران نسبت به كودك و آموزش و پرورش او، كتابهايی كه برای آموزش اخلاق و دانش در مكتبخانهها و مدرسهها در اختيار كودكان قرار میگرفتند، به عنوان اولين كتابهای كودكان با مخاطب مشخص كودك و نوجوان در چارچوب ادبيات كودكان بررسی و تحليل ادبی شدند. در اين جستوجوی تاريخی گام به گام، جايگاه مشخص تاريخی نويسندگان پيشگامی چون جبار باغچهبان يا يمينی شريف، شاعرانی چون پروين دولتآبادی و محمود كيانوش، اولين نهادهای ادبيات كودكان چون شورای كتاب كودك و كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان روشن میشود.
راهی كه در اين سالها پيموده شده، چندان هموار و آسان نبوده است. دشواری كار افزون بر دشواریهايی كه هر كار پژوهشی دربر دارد، از موضوع و ماهيت كار برمیخيزد. تاريخنگاری در جامعهای كه سنت اين كار را ندارد، نخستين سد راه ما بوده است. وقتی كه به پژوهشهای تاريخی ايرانيان برمیگرديم و آن را با موضوعهای پژوهشی همسانی كه خاورشناسان انجام دادهاند میسنجيم، ويژگی مشترك در بيشتر آنها میبينيم: نداشتن روش و رويكرد تاريخی است. البته اين موضوع شامل همه كارها نمیشود. برای نمونه تاريخنگاری فريدون آدميت در دوره مشروطيت كه فارغ از جزميتهای ايدئولوژیهای حزبی بوده، برای سالها از طرف تاريخنگارانی كه در جزميت ايدئولوژيك اسير بودهاند، رد میشده است، برای ما نمونه گويايی از كار روشمند با رويكرد تاريخی سنجيده بود.
دشواری ديگر در پژوهش ما، برداشت و يا نگرش جامعه مردسالار ايرانی به موضوع كودك و كودکی است. ما در كار تاريخنگاری خود بسيار با اين پديده روبه رو شديم كه انديشهمندان همين جامعه آنچه را مربوط به كودك و كودکی میشود، كوچك میشمارند. وقتی كه اين موضوع به ظاهر بیاهميت را میشكافيم بسيار معناها در خود دارد. جامعهای كه با كودك و كودکی چنين برخوردی داشته باشد، به طور يقين نمیتواند جامعهای پويا باشد. اين تجربه به ما ثابت كرد كاری كه میكنيم از اين جنبه نيز بسيار با اهميت است و میتواند زمينهساز دگرگونی در برداشتهای ما درباره كودك و كودکی شود.
►ابتدا قبلی◄
|